تبلیغات
قلمناک
سه شنبه 18 مرداد 1390  08:04 ق.ظ    ویرایش: چهارشنبه 19 مرداد 1390 11:37 ب.ظ
توسط: ع ر
نوع مطلب: دلنوشته ها ،

چشم میبندم و میبینم
قطره قطره آب شدنم را
آن زمان که دست یاری دهنده ای حتی
قدم به سویم نمینهد
و التماسم را چون بازی کودکانه ای
نادیده میگیرند
آه . . .
گربه ها در پستوی این ویرانه جان میدهند
و تو به یاد داستانی اینک
دیده خیس میکنی ...

   


نظرات()   
سه شنبه 18 مرداد 1390  08:00 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: ع ر

خانه ی کهنه ی من
آجرش غصه و غم
شب و روزش همه باور
باورش گذشتن از این همه سد
خانه ی کهنه ی من
خانه ای تاریک و بد
خانه ای ساکت و سرد
خانه ی کهنه ی من
خانه ی من

   


نظرات()   
دوشنبه 17 مرداد 1390  07:03 ق.ظ    ویرایش: چهارشنبه 19 مرداد 1390 11:37 ب.ظ
توسط: ع ر
نوع مطلب: دلنوشته ها ،

دل من خواب تو را میبیند
شباهنگامی که تاریکی
  خواب زیبایی و نور میبیند
و سحرگاهان بی تو
 من خسته ، صبح روز دگری میبینم
 صبح روزی بی تو
 صبح روز تکرار
و در آن آینه دیدم دیروز
صبح امروزم را

   


نظرات()   
یکشنبه 16 مرداد 1390  09:47 ب.ظ    ویرایش: چهارشنبه 19 مرداد 1390 11:37 ب.ظ
توسط: ع ر
نوع مطلب: دلنوشته ها ،

 خانه ی کوچک ما پنجره داشت ،
 پنجره رو سوی باران داشت ،
 لذت چیدن ابر ،
 حسرت دیدن تو ،
 باز کن پنجره را ،
 چشم دیدار گشای ،
 و از آن کوچه دگربار گذر کن ،
 خنده ای نه ،
 عشق ژولیده بزن بر دیوار ،
 باز کن پنجره را ،
 من چه هستم بی تو ،
 من که هستم بی تو ،
 من به اندازه ی زیبایی تو محتاجم ،
 به تو و عشق تو من محتاجم

   


نظرات()   

قلمناک

نوشته های علیرضا رجایی